وقتی دیگران برای فروش شما تلاش میکنند و فقط از محل فروش سهم میبرند. اینها نکتههایی است که معمولاً پس از سالها تجربه به دست میآید؛ اما ما فرجهی سالها صبر کردن را به شما نمیدهیم. در این مطلب، ده نکتهٔ طلایی دربارهٔ بازاریابی وابسته (افیلیت) را یکجا جمع کردهایم تا مسیر را کوتاهتر و مطمئنتر طی کنید.
چرا «بازاریابی وابسته (افیلیت)» اهمیت دارد؟
تسلط بر «بازاریابی وابسته (افیلیت)» دیگر یک مزیت رقابتی نیست، شرط بقاست. کسبوکارهایی که آن را جدی گرفتهاند، هزینهٔ جذب مشتریشان کمتر و نرخ بازگشت مشتریشان بیشتر شده است.
ده نکتهٔ طلایی
- پیش از هر کمپین، پرسونای مشتری را مکتوب و ملموس بنویسید.
- برای هر فعالیت یک KPI روشن تعریف کنید؛ تعداد لایک معیار کسبوکار نیست.
- بودجه را ۷۰/۲۰/۱۰ تقسیم کنید: اثباتشده، امیدوارکننده، آزمایشی.
- قبل از تبلیغ، صفحهٔ فرود را بهینه کنید؛ ترافیک گران است.
- از روز اول ایمیل مشتریان را (با رضایت) جمعآوری و طبقهبندی کنید.
- ارزش طولعمر مشتری (LTV) را محاسبه کنید تا سقف هزینهٔ جذب مشخص شود.
- داستان برند را ثابت نگه دارید و فقط ظرفهای نمایشش را عوض کنید.
- کمپینهای بازگشت (ریتارگتینگ) اغلب ارزانترین تبدیل را میسازند.
- تحلیل رقبا را فصلی انجام دهید، اما تقلید کورکورانه نه.
- هر ماه فقط یک فرضیهٔ بزرگ را آزمایش کنید تا نتیجهٔ خالص بگیرید.
مسیر اجرای درست
- هدف از بازاریابی وابسته (افیلیت) را تعریف کنید: دقیقاً چه نتیجهای، برای چه کسی، تا چه زمانی میخواهید؟
- وضعیت فعلی را ممیزی کنید: چه دارید، چه کم دارید و نقطهی آغاز واقعیتان کجاست؟
- اقدامها را بر اساس اثر و هزینه اولویتبندی کنید و از سادهترین پراثر شروع کنید.
- اجرا را زمانبندی کنید و برای هر قدم یک مسئول مشخص تعیین کنید.
- نتیجه را با همان معیارهای مرحلهی اول بسنجید، از خطاها یاد بگیرید و چرخه را تکرار کنید.
جمعبندی
در این مسیر، تنها اشتباه واقعی، شروع نکردن است. حال که چارچوب «بازاریابی وابسته (افیلیت)» را میشناسید، امروز یکی از اقدامهای همین مطلب را اجرا کنید و نتیجهاش را هفتهی آینده با ما در میان بگذارید. وبنگار هر هفته مطالب کاربردی بیشتری در «بازاریابی دیجیتال» منتشر میکند.