چرا برند شما وجود دارد؟ روایتی که مشتری میخواهد بخشی از آن باشد. اینها نکتههایی است که معمولاً پس از سالها تجربه به دست میآید؛ اما ما فرجهی سالها صبر کردن را به شما نمیدهیم. در این مطلب، ده نکتهٔ طلایی دربارهٔ قصصگویی برند را یکجا جمع کردهایم تا مسیر را کوتاهتر و مطمئنتر طی کنید.
چرا «قصصگویی برند» اهمیت دارد؟
بیشتر تفاوت میان کسبوکارهای موفق و متوقفشده، در همین نکته است: «قصصگویی برند». نه سرمایهٔ کلان، نه ابزار عجیب؛ فقط درک درست و اجرای مستمر.
ده نکتهٔ طلایی
- برای هر مطلب یک خوانندهٔ مشخص در ذهن بگیرید و با او صحبت کنید.
- تیتر را آخر از همه بنویسید؛ و بعد سه نسخهٔ جایگزین برایش بسازید.
- پاراگرافهای کوتاه و زیرعنوانهای توصیفی، خوانایی را دو برابر میکند.
- هر مطلب باید دستکم یک قابلیتِ اجرای فوری به خواننده بدهد.
- در هفتههای اول کمیت مهمتر از کاملانگاری است؛ بنویسید و منتشر کنید.
- مقالههای پرترافیک را به محتوای ویدیویی و شبکهٔ اجتماعی تبدیل کنید.
- فهرست تمام منابع و آمار را هنگام نگارش کنار هر مطلب ثبت کنید.
- تقویم محتوایی فصلی بچینید و به آن وفادار بمانید؛ الگوریتم و مخاطب هر دو دوست دارند.
- پاسخ سؤالات واقعی مشتریان، طلای خالص ایدهٔ محتوایی است؛ از پشتیبانی بپرسید.
- محتوای قدیمی خوب را بهروز کنید؛ گوگل تازهبودن را جایزه میدهد.
مسیر اجرای درست
- هدف از قصصگویی برند را تعریف کنید: دقیقاً چه نتیجهای، برای چه کسی، تا چه زمانی میخواهید؟
- وضعیت فعلی را ممیزی کنید: چه دارید، چه کم دارید و نقطهی آغاز واقعیتان کجاست؟
- اقدامها را بر اساس اثر و هزینه اولویتبندی کنید و از سادهترین پراثر شروع کنید.
- اجرا را زمانبندی کنید و برای هر قدم یک مسئول مشخص تعیین کنید.
- نتیجه را با همان معیارهای مرحلهی اول بسنجید، از خطاها یاد بگیرید و چرخه را تکرار کنید.
جمعبندی
در این مسیر، تنها اشتباه واقعی، شروع نکردن است. حال که چارچوب «قصصگویی برند» را میشناسید، امروز یکی از اقدامهای همین مطلب را اجرا کنید و نتیجهاش را هفتهی آینده با ما در میان بگذارید. وبنگار هر هفته مطالب کاربردی بیشتری در «تولید محتوا» منتشر میکند.