وقتی دیگران برای فروش شما تلاش میکنند و فقط از محل فروش سهم میبرند. خبر خوب این است که بیشتر شکستها در بازاریابی وابسته (افیلیت) از چند اشتباه تکراری میآیند؛ یعنی قابل پیشبینی و قابل اجتناباند. در این مطلب، رایجترین خطاها را با هم مرور میکنیم و برای هر کدام راه نجات مشخصی ارائه میدهیم.
چرا «بازاریابی وابسته (افیلیت)» اهمیت دارد؟
تسلط بر «بازاریابی وابسته (افیلیت)» دیگر یک مزیت رقابتی نیست، شرط بقاست. کسبوکارهایی که آن را جدی گرفتهاند، هزینهٔ جذب مشتریشان کمتر و نرخ بازگشت مشتریشان بیشتر شده است.
دامهایی که باید از آنها دوری کنید
- شروع بدون نقشهی راه؛ پیش از هر اقدام، هدف و معیار موفقیت «بازاریابی وابسته (افیلیت)» را مکتوب کنید.
- کپیبرداری کورکورانه از رقبا؛ الگو برداشتن خوب است، اما باید به شرایط خودتان تطبیقش دهید.
- تمرکز بر ابزار بهجای فرایند؛ بهترین ابزارها هم راهبرد اشتباه را نجات نمیدهند.
- فراموشکردن سنجش؛ آنچه شاخص ندارد، نه بهبود مییابد و نه مدیریت میشود.
- بیصبری؛ «بازاریابی وابسته (افیلیت)» مثل باغ است، نه مثل کلید برق. نتیجهی پایدار به ثبات نیاز دارد.
- بیتوجهی به جزئیات اجرایی؛ بیشتر پروژههای ناموفق در همین جزئیات کوچک له میشوند.
قبل از تبلیغ، صفحهٔ فرود را بهینه کنید؛ ترافیک گران است. این نکته را به خاطر بسپارید.
مسیر اجرای درست
- هدف از بازاریابی وابسته (افیلیت) را تعریف کنید: دقیقاً چه نتیجهای، برای چه کسی، تا چه زمانی میخواهید؟
- وضعیت فعلی را ممیزی کنید: چه دارید، چه کم دارید و نقطهی آغاز واقعیتان کجاست؟
- اقدامها را بر اساس اثر و هزینه اولویتبندی کنید و از سادهترین پراثر شروع کنید.
- اجرا را زمانبندی کنید و برای هر قدم یک مسئول مشخص تعیین کنید.
- نتیجه را با همان معیارهای مرحلهی اول بسنجید، از خطاها یاد بگیرید و چرخه را تکرار کنید.
جمعبندی
خلاصهی حرف این مطلب ساده است: «بازاریابی وابسته (افیلیت)» یک مهارت کسبوکاری است، نه تفننی برای آخر هفته. آن را جدی بگیرید، قدمبهقدم پیش بروید و اجازه ندهید کاملانگاری شما را از حرکت باز دارد. منتظر مطالب بیشتر در دستهی «بازاریابی دیجیتال» باشید.